خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





روحیه انتقادی

    akairan

    روحیه انتقادی، اخلاقی است که در ما ایرانیان کمی بیش از یک ذره وجود دارد. هر گاه سوار تاکسی می شویم راننده شروع می کند از گرانی لاستیک و ... سخن می گوید؛ داداش! پارسال من یک جفت لنت عوض کردم شد فلان تومن امسال عوض کردم شد پشفلان تومن (تو دلم می گم خب کرایه تاکسی تو هم پارسال شد فلان تومن امسال شده پشفلان تومن) وارد مغازه می شویم صاحب مغازه می گوید این موز هفته پیش فلان تومن بود این هفته شده پشفلان تومن (تو دلم به صاحب مغازه می گم اولا که شما گرون فروش هستی چون مغازه دو کوچه پایین تر همین موز را ارزون تر از شما می ده و اگر قرار باشه کسی حق  انتقاد کردن داشته باشه اون مغازه پایین تره هست نه شما ثانیا شما از هر جنسی بیست درصد سود می بری دیگه چه فرقی می کنه که جنس شما قیمتش بالا باشه یا پایین) سر کلاس که میرسم رفیقم را می بینم که می گه وضع خیلی خرابه همین پیتزا فروشی سر کوچه تا دو هفته پیش پیتزا پپرونی رو فلان تومن می داد دیروز رفتم شده بود پشفلان تومن نگاهی بهش میندازم و تو دلم می گم خب پیتزا نخور برو خونه همون آبگوشت علیه اسلام مامانتو بخور مگه بقیه مردم که پیتزا نمی خورند می میرند.

    واقعیت این است که سخن این نیست که گرانی نیست نه خیر گرانی هست تورم هم هست ولی آن جزع و فزعی که ما می کنیم بیش از آن چیزی است که در جامعه هست آنچنان آه و ناله ما به هوا رفته که گویا بلای قوم ثمود نازل شده گویا در دنیا بیچاره تر و بدبخت تر از مردم ایران وجود ندارد انگار تمام بلایای آسمانی و زمینی همه در یک جا جمع شده و سر ما ایرانیان ریخته شده قران کریم می فرماید "ان الانسان لیطغی ان رءاه استغنی" یعنی انسان ها هنگامی که به رفاه می رسند شروع به طغیان می کنند. پدرم همیشه می گفتند که در زمان قدیم با این که امکانات نبود اما آسایش و آرامش بیشتری درون خانه ها بود پدر خانواده یک خانه داشت و هر اتاق آن را به یکی از فرزندانش می داد یعنی بعضی خانواده ها تنها در یک اتاق زندگی می کردند اصلا چرا جای دوری برویم مثل همین فیلم پدر سالار که هنوز خاطره اش در ذهن ها هست. برخی می گویند این خاصیت ایرانی هاست که این قدر انتقاد گرا هستند ولی به نظر می رسد سخن درس همان آیه قران است یعنی این خاصیت هر انسانی است که به رفاه برسد. دوستی داشتیم که به کشور اندونزی رفته بود می گفت برنجی را که ما در ایران می خوریم در آن جا شش برابر گران تر است و چون مردم نمی توانند این گونه برنج را بخرند مجبورند که یک برنج کم کیفیتی که مخصوص سرزمین خودشان است را بخورند و آن برنج کم کیفیت به شکلی است که هر چقدرهم که پخته شود بازهم گویا نیم پز احساس می شود در آنجا چون تنها طبقه مرفه جامعه با خودرو به مسافرت می روند و بقیه مردم برای مسافرت از موتور سیکلت برای مسافرت های بین شهری استفاده می کنند خب شاید کسی بگوید که چرا ما خودمان را با آنها مقایسه می کنیم ما باید خودمان را با کشور های پیشرفته و اروپایی مقایسه کنیم. بله درست است ما باید خودمان را با کشور های پیشرفته مقایسه کنیم به شرطی که ما هم شروع پیشرفتمان را با آنها آغاز کرده باشیم. انقلاب صنعتی در اروپا از بیش از پانصد سال پیش شروع شده و ما تنها حرکت خودمان را سی سال است که آغاز کرده ایم. این یک مقایسه درست نیست مانند این است که از کودکی که تازه سه سال است به دنیا آمده است انتظار داشته باشیم که مانند یک ورزشکاه 25 ساله بدود.
    این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : تومن ,مغازه ,کنیم ,خودمان ,پیتزا ,مقایسه ,فلان تومن ,پشفلان تومن ,آغاز کرده ,مقایسه کنیم ,باید خودمان ,
    روحیه انتقادی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده